این عقل مدرنی که داعیه داران عصر مدرنیته می گن توان درنوردیدن همه مرزها و کشف همه رازها رو داره -البته از طرفی هم میگن هیچ رازی در جهان وجود نداره- در حالی که مشروعیت هر چیز رو انسان مشخص می کنه عاشورا رو چطور رمز گشائی می کنه؟!
مدرنیسم به ما بگه :
راز اینکه یکی در اوج تشنگی به آب برسه و با وجود اینکه همه اونایی که منتظر آب هستند آرزو دارن آب به لبهای او برسه و خودشم می دونه اگر بنوشه ممکنه دشمن بیشتری رو بکشه اما آب نخوره چیه؟
سر اینکه تو واویلای قحط آب و مردونگی یه کودک با وجود تمام خطرات خودشو تو بغل عمویی می اندازه که دشمن به نامردی محاصره اش کرده و منتظر وارد کردن ضربه آخره و دستش رو حائل میکنه تا عمو آسیب نبینه و آخر هم سرش، رو سینه عمو از تن جدا می شه چیه؟
راز این واقعه که سالار کاروان بین دو نهر آب بچه 6 ماهه اش رو رو دست بگیره برای ظاهرا طلب آب برای او -گرچه میدونه آب بخوره یا نخوره رفتنیه(یتلظی)-و تیری از گوش تا گوشش رو ببره و خونش رو به آسمون بپاشه و بگه او می بینه چیه ؟
راز اینکه شاهد کشته شدن به انحاء مختلف عزیزان خود و دو برادرش باشه، از همه هم به سالار کاروان از جهت فکر و دل و ذکر و نسب نزدیک باشه و سالار رو تنها زیر دست دشمن ببینه و مسئول حفظ خود و اطرافیان باشه و زن هم باشه و به امام زمانش وقتی منقلبه تسلی بده چیه؟
سر این که امام حسین صلوات الله علیه وقتی از شدت عطش میسوزه و تنها در مقابل هزاران نفر دشمن،هم مردونه می جنگه و هم دلش پر زخمه از ماجراهایی که دیده هم حواسش به حرمه که جسارتی نشه هم حواسش به دشمنه که بدبختر از این نشن چیه؟
اگر طبق گفته اومانیستها و مدرنیست ها انسان به همه چیز مشروعیت میده پس اون کیه که سالار این کاروان بعد وارد شدن انواع زخمها به پیکرش و در لحظه های آخر با حرفاش مشروعیت همه کارایی که کرده رو به او مستند میکنه و میگه راضیم به رضای تو، تسلیمم به امر تو، معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریادخواهان
اون کیه؟
حسین(ع) در اوج بلا به دنبال تائید چه کسیه که در اوج بند او بودن -در اوج بندگی- خود رو بدهکار او می دونه؟